|
در كوچه هاي شهر كسي ماتم گرفته پس كوچه هاي شهر زهرا غم گرفته چشمان معصوم علي در سوگ زهرا درگير اشك است ونگاهش نم گرفته پهلو شكست، ياس پيمبر سخت افتاد انگار حكومت از زمين تا تخت افتاد عطر گلي پر پر فضا را خوب پر كرد انگار ستاره تا فلك از بخت افتاد
ناگاه علي بر پيكر زهرا نظر كرد ديدش كه يارش گوشه اي تنها نشسته زهراي اطهر در درون اشك غلطيد پهلوي نازش را عدو امشب شكسته
قلب علي مجنون شد و ليلي او رفت عطر حضورش راولي در كوچه پاشيد يوسف زهرا از بقيع فرياد دارد اهل زمين در غم ز هرا پاشيد
ناگهان عرش تكان خورد وخداظاهرشد در غم ياس پيمبر آسمان باران شد ماه ناچار حجابي به سر خود انداخت اين ابر به بغضي زد و باراني شد
اين وداع سخت بود بر خانه غربت بقيع و تنهايي شب آسمان سخت هوايش گرم است شايدم نه ،ز دوري كرد تب
كوچه ها چند شب است بي خوابن منتظر مانده ان برگردي بي تو مهتاب دگر زيبانيست رفتنت اه بود با سردي
"ايام سوگواري بي بي عالم،ياس پرپرنبوي،گل خوشبوي حيدر كرار تسليت"
|